به تازگی نظرسنجی ایی در رابطه با مسایل روز در سایت کلمه منتشر شده است که به گفته این سایت این نظر سنجی توسط جهاددانشگاهی صورت گرفته است. نتایج این نظرسنجی به صورت محرمانه بوده و به سفارش نیروهای امنیتی انجام شده است، و بعد توسط نیروهای داخلی لو رفته و به سایت کلمه ارسال شده است.

اما به نظر میرسد که این نتایج ساختگی و به دلیل جنگ روانی توسط این نهاد دولتی در اختیار کلمه قرار گرفته است. بر خلاف تیتری که در بالای خبر در برخی سایتها دیده میشود در این نظر سنجی احمدی نژاد، مهندس موسوی و آقایان کروبی و رفسنجانی از محبوبیتشان کم شده است. به ترتیب کاهش محبوبیت احمدی نژاد 33 و 5 دهم، مهندس موسوی 1 و 3 دهم، آقای کروبی 32 و 1 دهم، و آقای رفسنجانی 28 و 1 دهم است.

با توجه به اتفاقات اخیر و برنامه هایی از طرف برخی اصولگرایان برای برکنار کردن و یا تحت کنترل درآوردن احمدی نژاد صورت میپذیرد، این نتایج در همان راستا انتشار پیدا کرده اند. این نظرسنجی مصرف داخلی برای مجاب کردن خامنه ایی و یا نیروهای امنیتی نظامی حامی احمدی نژاد است. در این نظرسنجی میخواهد بگوید که دولت ناکارآمد هست (که هست)، کشور بحران دارد (که دارد)، مردم در انتخابات دیگر شرکت زیادی نخواهند کرد (که نمیکنند)، عملکرد صدا وسیما ضعیف بوده (که بوده)، و نیز قطع کردن سخنرانی آقای حسن خمینی  محکوم است. در این بین ولی دم خروس موقعی معلوم میشود که محبوبیت ها را اعلام میکند. به عبارتی با قرار دادن چند اصل مورد توافق در جامعه را میگذارد در کنار دروغ خود تا دروغشان را به عنوان واقعیت بیان کنند. دروغشان کاهش محبوبیت شدید آقایان کروبی و رفسنجانی و تقریبا تغییر نکردن محبوبیت مهندس موسوی است. تمام کسانی که در شهر تهران حضور دارند کاملا حس میکنند که مهندس موسوی و آقای کروبی محبوبیتشان بعد از انتخابات در کنار هم افزایش پیدا کرد.

چرا این دورغ را در کنار بقیه نظر سنجی گذاشتند؟ این دروغ دو مصرف دارد. یکی برای جنبش سبز که بگویند هر چند نفوذ موسوی در جامعه تقریبا تغییری نکرده ولی حامیان دیگر جنبش سبز کاهش محبوبیت وبه عبارتی مقبولیت کمتری در بین مردم پیدا کرده اند. و شاید نتیجه گیری بکنند که موسوی حالا باید بیشتر بر روی اصولگراهای غیردولتی حساب بکند تا بر روی گروه های اصلاح طلب.

مصرف دوم برای حامیان دولت است. خامنه ایی و اطرافیانش از اینکه تجاوز و شکنجه ها علنی گفته شده و کروبی شجاعانه کاسه بی آبرویی آنها را عیان کرده و در نیجه ریزش زیادی به همراه داشته بسیار عصبانی اند. با نشان دادن کاهش محبوبیت آقای کروبی میخواهند دل خامنه ایی را بدست بیاورند تا به حرفشان اعتنای بیشتری کند. همین قضیه درباره نیروهای امنیتی-نظامی و هاشمی هم صادق است.

در نتیجه اینکه هر چند که جنبش سبز مخالفانش را بر این داشته که یک نهاد دولتی گوشه ایی از موفقیتهایش را منتشر کند، ولی نباید دروغ های مخفی آمیخته شدن با حقیقت آن را از مسیر اصلی اش منحرف سازد. در این مرحله اگر بازگردیم به همین قانون اساسی، هم احمدی نژاد باید کنار برود، هم نمایندگان واقعی مردم باید در مجلس بنشینند و هم خامنه ایی باید استیضاح شود.

پارسی

ای کسانی که در نه دی به صورت میلیونی!!! تظاهرات کردید و انزجار خودتون را از حرکت غیر قابل بخشودنی عده ایی قلیل در توهین به امام راحل نشان دادید؛ ای کسانی که کفن بر تن کردید که یعنی حاضرید به خاطر عکس خمینی هم کشته شوید!؛ این عکسهای زیر از آن فیلم بسیار مشخص ترند که به امام توهین شده است. عاملانش هم حزب ا… قم و حومه هستند. اگر به خاطر شرفتون و اعتقادتون نه دی کفن پوشیدی و نه به خاطر ساندیس، پس به پا خیزید که حزب ا… قم عکس های امام را واژگون کرده و خواسته به صورت سمبلیک بگوید که دوران امام تمام شد. اگر شرف دارید کفن بپوشید و اعتراض کنید.

پارسی

جنبش سبز از خرداد سال 88 تا کنون فرازو نشیب هایی داشته است. در این راه همه با هم بودیم و اگر اشتباهی بود با هم انجام دادیم و اگر موفقیتی بود با هم بدست آوردیم. کتک خوردیم، کشته دادیم، اسیر شدیم، شکنجه شدیم، به ما تجاوز شد و … ولی ما با هم بودیم. این با هم بودن به این معنی نبود که تمام عقایدمان و دغدغه هایمان مشترک است. این با هم بودن به این دلیل بود که حضور دیکتاتور را تحمل نمیکردیم. برخی مذهبی بودیم و برخی لائیک، برخی سکولار، برخی کرد، برخی ترک و برخی فارس و … و اختلافات در بین ما زیاد ولی همه در کنار هم، دوشادوش هم مبارزه کردیم.

در این میان از هم انتقاد میکردیم و عقاید خودمان را مطرح میکردیم در عین حال حریم همدیگر را پاس میداشتیم. خون به نا حق ریخته نداها، سهرابها، اشکان ها و … را حرمت نگه میداشتیم و جنبش را تکه تکه نمیکردیم.

ولی این اواخر صداهایی جریان دارد که روز به روز و به صورت متداوم بریک طبل میکوبند و آن شقه شقه کردن جنبش به اسم انتقاد است. این روزها افرادی صاحب نام توبه میکنند از همراهی جنبش و خودشان را جنبشی متفاوت و جدید میبینند. دوستان! همراهان در جنبش! انتقادی که به تفرقه بیانجامد انتقاد نیست، هدف کودتاچیان را برآورده کردن است. اگر کسی با سخنان و عقاید کسی همراه نیست، همه جا آن را با دلیل و احترام بیان کند ولی اگر این شخص کاری از جنبش به جلو برده است از او تشکر هم بشود، نه اینکه فقط انتقاد. اگر موسوی و کروبی حرفی زدند که ما آن را نمیپسندیم، از آنها اتنقاد کنیم ولی از ایستادگیشان تا اینجای کار هم تشکر کنیم. اگر مهاجرانی دم از چیزی زد که فکر نکنم خودش هم قبول داشته باشد، از او انتقاد کنیم ولی از رسانه ایی که ساخته تشکر کنیم. این به انصاف نزدیکتر است.

متاسفانه انتقادهای غیر منصفانه و تفرقه انگیز این روزها زیاد به چشم میخورد که اکثرا هم در سرچشمه ایی از اپوزیسیون خارج از کشور دارد که مردم را در داخل سردرگم و در مواردی به نا امیدی و بن بست کشانده است. من به عنوان عضوی از جنبش سبز از داخل نشینان، خارج نشینان، تمامی اپوزوسیونها، اصلاح طلبها، صنف های مختلف، و تمامی اعضای جنبش سبز خواهش میکنم که بیایید دوباره گرد هم بیایم و با حفظ عقاید از تفرقه و جدایی دوری بجوییم.

پارسی

فردا شب چهارشنبه سوری است. روزی سرنوشت ساز برای جنبش سبز که بسیاری از معادلات را میسازد. این روز نشان میدهد که آیا مردم ایران از خون شهدای سبز، رای انتخاباتی خود، حقوق شهروندی و غیره دست کشیده اند یا به راه خود اعتقاد دارند و در این راه میخواهند که کودتاچیان را به زانو درآورند. بعد از 22 بهمن سرخوردگی ایی ایجاد شده و جنبش را به انفعال کشانده است. و شاید همین امر به کودتاچیان جرات داده که در برابر منزل شیخ سبز به حماقت خود عمق ببخشند. حضور ما فردا شب حکم این را دارد که ما به بازی ادامه بدهیم یا تسلیم شویم و از بازی دست بکشیم. شاید خیلی از دوستان در فضای مجازی اصرار به نمایشی سهمگین داشته باشند ولی یادمان نرود که باید مهملی هم آماده شود تا تمام اقشار جامعه، پیر و کودکان و جوان و زن و مرد، بتوانند در آن شرکت جویند و بار دیگر حضور خود را در راس اخبار جهان قرار دهیم. این حضور ماست که ترس را در دل کودتاچیان افزایش میدهد. یادمان نرود که تعطیلات نوروز هم در راه است. ما بیشماریم.

پارسی

دیروز تمام کسانی که در تظاهرات بودند این را حس کردند که واقعا «ما بیشماریم». اما چیزی که خیلی ها را نگران میکرد این بود که با وجود اینکه بی شمار بودیم ولی انسجامی در بین مردم برای یک اکسیون مشترک وجود نداشت. همه متنظر بودیم تا کاری کنیم ولی بدلیل جو نظامی و عدم انسجام این انتظار طولانی شد و کار کمی به پیش رفت. ولی در مقابل کودتاچیان با برنامه ریزی چند ماهه و دقیق، با آموزش نیروهای خود به انسجام و برنامه ریزی دقیقی رسیده بودند تا نگذارند جنبش سبز از امکانات خودش به بهترین وجه استفاده کند.

امروز بیش از همیشه لزوم کار تشکیلاتی در جنبش سبز احساس میشود. ولی مشکلاتی در این بین وجود دارد. یکی اینکه نهادهای امنیتی در ایران به کارهای تشکیلاتی حساسیت بالایی دارند و در صدد شناسایی و حذف این نوع فعالیتها هستند. به همین دلیل اعتماد بین افراد به سختی شکل میگیرد. در همین رابطه باید مهندس موسوی را ستود که چندی قبل در بیانیه خود ما را دعوت به تشکیل شبکه های اجتماعی کرد. شبکه های اجتماعی که اول از درون هر خانواده شکل میگیرد. برادران وخواهران، پدر و مادر، پسر عموها و پسر خاله ها، دختر عمه ها و دختر دایی ها و… . اکسیونهایی که میشود در خانواده ها انجام داد و افراد بی اطلاع یا بی تفاوت در خانواده ها را به جنبش سبز دعوت کرد. میهمانی هایی با حضور بیشتر این نوع افراد برگزار کرد و کم کم به سمت جنبش جذبشان کرد. اکسیونهای ملی ( مانند تظاهرات ها، شعارنویسی، تحصن، اعتصاب و …) را در درون شبکه خانوادگی هماهنگ کرد و همه با هم اقدام کنیم. به نقد فعالیتهای خود و جنبش بپردازیم و در صدد رفع نواقص و پیشبرد اهداف باشیم. حرکتهای کودتاچیان را تحلیل کنیم و سعی کنیم آنها را با امکاناتی که در اختیار داریم خنثی کنیم. و غیره.

این نوع فعالیت های تشکیلاتی در خارج از کشور ساده تر از داخل هست. اطلاع رسانی وسیع در داخل و خارج ایران باید بر روی شانه نیروهای خارج از کشور باشد. سایتها و وبلاگها ایرانیان خارج از کشور همانطور که الان میبینیم نقش به سزایی در اطلاع رسانی دارند ولی هر چه تشکیلاتی تر این امر صورت بگیرد بهتر جواب میدهد. سایتهایی مانند بالاترین، خودنویس، روزآنلاین، جرس، و وبلاگ مهدی سحرخیز فقط نمونه هایی از این فعالیتها هستند که میتوان آنها را تقویت و یا گسترش داد.

در برابر کار تشکیلاتی کودتاچیان باید کار تشکیلاتی کرد. ما امکانات زیادی در اختیار داریم. اول اینکه ما بی شماریم؛ یعنی ما در تمام مکانها و تشکیلات و خانه ها و … هستیم. این بی شماری به ما فرصت میدهد که بهتر فکر کنیم و بهتر تصمیم بگیریم. ما اگر اشتباه کنیم فرصت برای جبران آن داریم ولی کودتاچیان در صورت اشتباه باید عقبگرد بسیاری را انجام دهند. ما فرسودگی را با مداومت بر حکومت تحمیل میکینم. و در نهایت ما پیروزیم.

پارسی

هر چند که دولت ایران ترور استاد دانشگاه تهران، دکتر علیمحمدی را محکوم کرد و آن را کار آمریکا دانست؛ ولی در این تصویر که در خبرگزاری فالس نیوز آمده است چهره یکی از مامورین حزب الله لبنان که از پس از انتخابات در ایران در سرکوب مردم شناسایی شده بود، باز هم نمایان شد. وی در بعد از ظهر انتخابات همراه با اعضای دیگر حزب الله که در تصویر مشخص شده اند محل ستاد مرکزی انتخاباتی مهندس موسوی را به تصرف درآوردند. وی و دوستانش بارها در گروهای سرکوب توسط مردم شناسایی شده اند و در روز عاشورا به روی مردم اسلحه کشیدند. کار ایران به کجا رسیده که اجنبی دست پرورده آزادانه در پایتخت خونخواری میکند.

پارسی

بنی امیه در حیله و نیرنگ در بین ما ایرانیان شناخته شده هستند. معروف ترین مثلش هم قرآن سر نیزه کردن سپاه معاویه است. در 1400 سال پیش نیرنگ و حیله شان به حدی بود که حکومت از شرق تا غربشان را حفظ کنند. و اما اینک چه متقلدان پست و کوچکی دارند.

امروز کوتوله های بازمانده از یزیدیان بنی امیه را ببین. سردار رجب زاده که در روز عاشورا گفت هیچ حادثه ایی در تهران رخ نداده و شهر در آرامش است. بعد سرداری دیگر به نام رادان آمد و گفت در اغتشاشات از مردم ملتمسانه خواهش کردیم که آبروی ما را نبرند و تجمع نکنند و آنها هم لج کردند یکی خودش را بالای پل انداخت و دو نفر دیگر هم در حادثه رانندگی فوت شدند و یک نفر به طرز مشکوکی با گلوله به قتل رسید که البته اصلا کار ما نبوده و حتما منافقین بوده اند. و جالب اینکه همان رجب زاده را گفت که در درگیری ها زخمی شده.

و امروز در تمام وقاحت احمدی مقدم در جواب به گزارشگری که هنوز به زندان نرفته و در مورد ماشین نیروی انتظامی که مردم را زیر کرده و کشته است میپرسد، میگوید: اول اگر مدرک داری که آن ماشین، ماشین نیروی انتظامی بوده سئوال کن؛ دوم آن ماشین (که به زعم ایشان ده ها فیلم مدرک نیست) که مدرکی علیه اش وجود ندارد دزدیده شده است!!!، سوم دفعه آخرت باشد که از این سئوالها میپرسی (لابد وگرنه می برندش کهریزک)، چهارم دیگر مسامحه کاری تمام میشود و به صورت جدی با جنبش سبز برخورد میشود!!!

اگر مردم توسط ماشین نیروی انتظامی ( چه دزدی! و چه غیر آن) کشته شوند، اگر خواهر زاده مهندس موسوی کشته شود، اگر فیلم در ضد بیانات احمدی مقدم وجود داشته باشد و … باز هم بدترین جنایات تاریخ (شکنجه، قتل، تجاوز به مرد و زن، زندان، حصر، توهین و…) مسامحه خوانده میشود و بازمانده یزیدی چون احمدی مقدم باز مردم را تهدید به خشونت میکند. ننگتان باد که ماه حرام را حرامیان حرمت نمیدارند.

پارسی

خبرش مثل زنگی در گوش صدا کرد. پشتوانه مذهبی جنبش سبز دیشب دار فانی را وداع کرد. زندگینامه اش عبرتی است برای کسانی که هوای نفس را بی افسار نمیگذارند. کسی که ولایت مطلقه را در قانون اساسی قرار داد و با وجودی که خودش میراث دار آن بود تا مقام مطلقه شود، به تمامی قدرت یکجا پشت پا زد و حق را بر آن ترجیح داد. وشجاعتش را نه در زندان و تبعید که باید در عذرخواهی اش از مردم و اعتراف به اشتباهش دید.

ساده بدنیا آمد و ساده زیست و سبز از دنیا رفت. در حالی این دنیا را ترک کرد که طرفدار حق بود، و جالب اینکه در ماهی رفت که مظهر ظلم ستیزی است. روحش شاد.

پارسی

جنبش سبز در مقابله با فرصتی که پیش رو هست و دارد میگذرد، به صورت انفعالی برخورد میکند. از شروع سرکوب وحشیانه جنبش به هم وعده محرم می دادیم، و الان در محرم همان الله اکبر شبانه مان هم منسجم نیست. همه به خیال تاسوعا و عاشورا هستند در حالی که اگر در این چند روز بتوانیم با تظاهرات پراکنده نیروهای سرکوبگر را در حالت آماده باش قرار دهیم و آنها را خسته کنیم، صد در صد میتوانیم تظاهرات میلیونی را راحت تر انجام دهیم.

از آقای سازگارا که سخنگوی معتبری از طرف کثیری از مردم شناخته شده اند و از اول هر روز زحمت اطلاع رسانی را بر عهده داشته اند، خواستارم که نه فقط برای تاسوعا و عاشورا که برای این شش روز باقی مانده هم به کمک دوستان آمده و برنامه هایی را به اطلاع مردم برسانند که بدون درگیری بتوانیم هم انسجام و همدلی را در مردم تقویت کنیم و هم نیروهای سرکوبگر را خسته نمائیم.

از دوستان هم خواهشمندم این فرصت را غنیمت بدانیم و با شرکت حداکثری در جامعه بتوانیم گروهای اجتماعی خود را تقویت کنیم. این روزها و شب ها، فرصتهای دور هم جمع آمدن بچه های محله و منطقه در دسته هاست. همان دوستانی که در تظاهرات میلیونی در خرداد ماه شانه به شانه هم بودیم. بیایید «یا حسین» هایمان را با فریاد جواب دهیم تا دل لرزان کودتاچیان را باز هم به لرزه در آوریم. نکند که انفعال ما در این روزها تاریخ را طور دیگری رقم بزند که شرمنده نسلهای بعد باشیم.

پارسی

فقط چند روز دیگر تا محرم باقی مانده است. در روز قدس، 13 آبان و 16 آذر مردم ایران و دانشجویان نشان دادند که از مبارزه با استبداد خسته نشده اند و در صحنه اند. پیامد های خوب فراوانی هم در این کوشش ارزشمند مردم بدست آمده است. حال نوبت آن است که به اهدافمان وسعت بدهیم و برای آنها برنامه داشته باشیم. اگر روزهای نامبرده فقط یک روز بودند، الان با دو ماه محرم و صفر روبرو هستیم که میتوانیم از آن به سود جنبش و به سود مردم ایران استفاده کنیم.

در اینجا به این نکته خیلی باید توجه داشته باشیم که مراسم محرم یک مراسم مذهبی است و کودتاچیان با تبلیغ بر اینکه جنبش سبز یک حرکت غیر مذهبی میباشد میخواهند برخی از ساده دلان و ساده اندیشان مذهبی را از جنبش دور سازند. اینجاست که باید از الان برویم سراغ رئیس هیئتهای عزاداری و برگزار کنندگان مراسم محرم و جنایات نظام را به آنها نشان دهیم (با فیلم، عکس، بحث و گفتگو و …). باید به آنها بفهمانیم که سکوت و یا همراهی با این جنایات به مانند رضایت داشتن به کار یزید است که الان یزیدهای زمان هستند و ما کاری نمیکنیم.

دوستان دقت داشته باشید که خیلی از هیئتهای عزاداری به عنوان اینکه وارد مسایل سیاسی نشوند اجازه فعالیت را از ما یا میگیرند یا سعی در مانع تراشی میکنند. باید نشان داد که حمایت از جنبش سبز حمایت از اسلام حقیقی و واقعی است. باید به آنها نشان داد در هر زمان حق و باطل وجود دارد و صرف بر سر و سینه زدن هدف عاشورا نبوده است. محرم امسال امتحانی است برای کسانی که عمری دم از حسین زدند. وقت را از دست ندهیم.

پارسی

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.